عزیزدلم.الهی! واقعا خبر دلخراشی بود. ولی هادی جان تو در آینده میخوای ستون یک زندگی بشی.باید خیلی محکم باشی.اینقدر محکم که آرزوجان بتونه راحت بهت تکیه کنه.میدونم دل خیلی رئوف ومهربونی داری ولی بعضی وقتا جز تحمل کردن کاری از دست ما بر نمیاد.از خدا برای بازماندگان اون بچه ها طلب صبر کن.بنده خدا مادرشون.خدا بهشون صبر بده.
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلاااام حالت خوبه چطوری این چه پستیه الان تو نامزد داری باید پستای عاشقونه بذاری این چیه
چی شده هادی دیشب اصلا وبت باز نمیشد همون موقع که نظر گذاشتی تو نت بودم ولی هر کاری کردم وبت باز نمیشد نمیدونم چرا
حالا چی شده
چی کارم داره
اتفافقی افتاده نگرانم کردی
/images/anymous.png
باددرموهایش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام خیلی حالم گرفته شدهرچندمن هداوامیررضارونمیشناسم چیزی ازشون نگفته بودی ولی اصلحرفتوگرفتم وواقعاحالم بهم ریخت خدارحمتش کنه داغ جوون تاروزی که آدم زنده است روجیگرش سنگینی میکنه خیلی دردناکه نیم ساعت که سهله من جای توبودم تاصبح گریه میکردم!!!!
/images/anymous.png
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خوب خدا رو شکر که خوبی
الان که بهتری
دلت گرفته بود
راستی وب ارزو رفتم شبیه تو وبش برام جالب بود
تفاهم و حال کردم اول کاری
/images/anymous.png
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خوب خدا رو شکر که خوبی
الان که بهتری
دلت گرفته بود
راستی وب ارزو رفتم شبیه تو وبش برام جالب بود
تفاهم و حال کردم اول کاری
/images/anymous.png
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :