عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
امضــــــــــــــا نمی دم، انگشت می زنم! راستی این ای دی منه هر کس مایل بود ادد کنه‎: sniper.yazdani

آمار مطالب

:: کل مطالب : 286
:: کل نظرات : 1921

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 13

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 3
:: باردید دیروز : 5
:: بازدید هفته : 87
:: بازدید ماه : 451
:: بازدید سال : 781
:: بازدید کلی : 781

RSS

Powered By
loxblog.Com

فساد اجتماعی
یکشنبه 19 آذر 1391 ساعت 20:28 | بازدید : 666 | نوشته ‌شده به دست gholpesar | ( نظرات 13 )


به نام خالق زیبایی ها!!!

 

عرض سلام و احترام خدمت شما دوستان و یاوران همیشگی این وبسایت که با نظرات و انتقادات زیبای خود پشت و پناه گرمی هستین برای من و نویسندگان این وبسایت!

 

خب با اجازه خانوم ها و آقایون تصمیم گرفتیم یک پست تحت عنوان سکس با مادر براتون پست کنیم ولی بل از این که به مطلب اصلی بپردازیم یکم باهاتو حرف دارم که در قالب چندتا نکته خدمت بزرگواران تیتر وار عرض میکنم خدمت عزیزان:

  1. دوستان توجه کنند که این مطلب کامل اثبات شده است و تمامی مطالی که خواهید خواند واقعیت داشته و تمامی مثال هایی که زده می شود مواردی هست که به این بنده ی حقیر (به واسطه ی شغلی) مراجعه شده و تمامی مدارک آن ها کامل در اختیار است.
  2. لطف کنند عزیزانی که هنوز ظرف وجودی آن ها هنوز شکل نگرفته از خواندن این مطلب خودداری کنند
  3. این مطلب خالی از اشکالات نگارشی و املایی نمی باشد لذا بزرگواران به بزرگواری خود بر ما خورده نگیرند.
  4. هدف از نگارش این مقاله فقط تذکری بیش نیست و خدا رو شاهد می گیرم که من به وظیفه ی خود عمل کردم برای رضایت او و امام زمان انشا الله که مورد عنایت قرار گیرد.
  5. جا دارد که از همه ی شما بزرگواران که پس از خواندن این مطلب ما را از نظرات گرانقدر خود بی نصیب نمی گذارید پیشاپیش تقدیر و تشکر کنم.

 

برای مشاهده ی مقاله به ادامه ی مطلب رجوع شود


 

 

سکس با مادر... چه خوب است کمی در مورد آن اندیشه کنیم؟ نمی دونم این روزها به تیتر روزنامه های داخلی توجه کرده اید یا نه؟ تجوز 4 پسر به مادر.... تجاوز مرد 32 ساله به مادرش... اعدام تجاوز کننده به مادر... و هزاران مورد دیگر که از بحث ما خارج است.

 

 

 

واقعا نمی دونم اسم این کار رو چی می گذارند که به این راحتی شخصی برای کنترل شهوت خویش حتی به مادر خویش نیز رحم نمی کند... ایا مقام مادر این است که انسان نعوذ بالله با او سکس کند؟ ایا این درست است که فرد برای سر کوب شهوت خود حتی به مادر گرامی خویش تجاوز کند؟

 

 

 

من یه زمانی را به یاد دارم که اگر کسی به دوستش یا شخص دیگری می گفت: مادر قهوه اون شخص اگر زورش به فرد مورد خطاب کننده می رسید، یقه ی او را چاک می کرد یا اگه هم زورش نمی رسید یقه ی خود را چاک می کرد ولی امروز شاهد آن هستیم که ملاک تشخیص 2 دوست صمیمی فحش های ناموسی می باشد به بیان دیگر اگر کسی به دوست خود هر چه بیشتر الفاظ زشت ناموسی بگوید، صمیمیت او نیز بیشتر است...و مذموم کسی است که در رابطه ی دوستی ، به ناموس رفیق خود فحش ناوسی ندهد و به اصطلاح این شخص لایق دوستی نمی باشد...

 

 

 

 متاسفانه غیرت ها هم به دلیل عواملی که از بحث ما خارج است کم شده و بی غیرتی مد شده است...تا جایی که فرد تمامی عکس های شخصی خود و خانواده(محارم) یا حتی مادر خویش را در اختیار دیگری می گذارد و در معرض دید همگان قرار می دهد و افتخار می کند که دیگران در مورد بدن مادر و خواهر و یا همسرش نظر بدهند....

 

 

 

 من خودم چند سال پیش موردی داشتم که مادر از پسر خود شکایت کرده بود که چند باری پسر خود را دیده بود که پسرش به مادرش نظر بد پیدا کرده و اون مادر گرامی از دست فرزند عزیز خود اشک می ریخیت که  حتی در خانه از پسرش اسایش ندارد و اظهار داشت که مدام زیر چشم های هوس آلود فرزند خود در مضیقه هستم و در آزار هستم.. یا مادر گرامی دیگری که افاضه داشت : من هر روز متوجه می شوم که از لوازم شخصی من و لباس های شخصی و زیرم کم می شود و گم می شوند و ایشان در نامه ای که به من نوشته بودند گفته بودند که پسر من جوان های همسایه را جمع می کند در حیاط و با بند لباسی که لباس های شخصی من روی آن پهن است نعوذ بالله...و آن ها را دید می زنند...

 

 

 

موارد عجیب و دیوانه کننده ای که در آن ها ملاحظه می شود که پسر جوان خانواده برای مصرف اعتیاد حاضر شده است عکس های فوق شخصی خواهر مجردش را در اختیار دیگران بگذارد و جتی مواردی هم بوده که پسر برای مصرف اعتیاد حتی مادر و خواهر خود را هم زیر دست دیگران گذاشته...یا موردی که من در تابستان گذشته به صورت اینترنتی با شخص آشنا شدم ولی به خاطر اهمیت مسله باعث که مسافرت کنم به شهر شخص مربوطه و جلسه ای با کل خانواده داشته باشم که در آن دختر خانواده از دست برادر خود گلایه مند بود که به او تجاوز کرده و بکارت وی را نیز زایل ساخته است... و این طور بیان می کرد که روزی برادرم می خواست به خرید برود که من به او سفارش یک وسیله ی شخصی برای خودم، به او دادم... وقتی که برادرم برگشت کسی خانه نبود و برادرم که مسر شده بود که طرز استفاده از آن وسیله ی شخصی را بداند ، من هم که به نیت کثیف او واقف نبودم این کار را کردم ولی او.... و موردی هم به شما دختران و خواهران گرامی ام عرض می کنم که عاجزانه ازتون خواهش دارم که بزرگواران به هیچ عنوان مطالب شخصی خود را در هار کامپیوتر خود نگهداری نکنند و اسرار خانوادگی خود را به هیچ وجه برای کسی بیان نکنند و برای تاکید این موضوع به مورد آخر که در همین اذر ماه اتفاق افتاد اشاره میکنم... دختر خانوم بزرگواری که از خود عکس می گرفت و عکس های فوق شخصی اش را نگه داری می کرد... این عکس ها که بعضا در حمام و سرویس  بهداشتی منزل گرفته شده بودند دست چند فرد سود جو افتاده بود که با تیز هوشی خود این خواهر گرامی و به حول و قوه ی الاهی اطلاع به موقع و مراجعه به بنده ی حقیر خدا را شکر بخیر گذشت...

 

 

 

 

 

 

و هزاران مورد دیگر که اکتفا می کنم به همین چند مورد ...انشا الله که مثمر ثمر شده باشد و من در این جلسه مشکلات و مسایل را مطرح نمودم ولی برای راه درمان آن ها بحث مفصلی است که بستگی به استقبال شما عزیزان دارد و به بیان دیگر اگر شما تقاضا کنید من راه های درمان علمی و عملی ان را برایتان بیان می کنم ان شاالله!

 

 

 

 

 

 

عزیزان می توانند هر گونه سوال خود را در این ضمینه و ضمینه ها ی مربوطه از بنده ی حقیر سوال نمایند انشا الله اگر قادر به پاسخ گویی بودیم جواب می دهیم و الا می گوییم: لا ادری(با افتخار!!!)

 

 

 

ان شا الله که مورد استفاده قرار گیرد به برکت صلواتی بر محمد و آل محمد....

 

 

 

 

 

 

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
سنگ در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام!میدونی خیلی فکرم گیره!گیرمحرم...گیراباعبدلله!شجاع

/images/anymous.png
فهيمه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خواب ناز بودم شبی.... دیدیم كسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند

/images/anymous.png
سنگ صبور در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام کاری پیش اومدتوضیح میدم فقط نه تووب سریع بگوکجابیام صحبت کنیم!منتظرم

/images/anymous.png
سنگ صبور در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خیلی جالبه....شک؟!!!!!!!مرسی لطف زیادی به من کردی بااین عنوانت تازه به حرف دوستان میرسم که....شایدحق بااوناست دوره خیلی چیزاگذشته!!!برای من اصلامهم نیست من برای شماکارنمیکنم که حالابسوزم برای خدابودکه میشنیدم ولی دیگه گوشی نخواهم داشت برای هیچکس...منتظرم بگوکجاحرف بزنیم!

/images/anymous.png
سنگ صبور در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
اگه جواب میخوای لطفاسریعترادرسی چیزی بده جایی غیرازوب چون من اصلالزومی نمیبینم تمام دنیاباخبربشن ازمشکلاتم!!!

/images/anymous.png
سنگ صبور در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خیله خب هرجورراحتی حرفهاتوزدی وحالاهم جواب نده به قول خودت سکوت امامن اصلاازسکوت این مدلی خوشم نمیادمن حافظم ضعیف نیست یعنی انقدرضعیف نیست!تمام چیزایی که گفتی روجواب دارم نمیخوای بشنوی باخودته...شایداین طوری بهترباشه بایه دنیافکراشتباه ذهنت ازمن سیاه شه...هراتفاقی مصلحتی داره گرچه من هنوزبه ضرب المثل هااعتقاددارم که میگن...تب داغ زودیخ میکنه!

من براکسی نمینویسم که حالابسوزم...امایه چیزوبدو داداش گلم یکی ازهنرای مهم وبلاگ نویسی اینه که کامنتهاتوبادقت بخونی به خاطربسپاری تاخدای نکرده دچارچنین مشکلاتی نشی اگه قشنگ کامنتای منوازقبلترمیخوندی متوجه میشدی الان انقدراشتباه نمیکردی...بازم گفتم هراتفاقی مصلحتی داره شایدلازم بودتوامشب این حرفاروبه من بگی ومن خیلی چیزادستم بیاد!

درضمن مخاطب خاص فهمید...اگه لطف کنی این پست روبرداری خصوصابااون کلمه ای هم که توش گذاشتی همه میفهمن منوداری میگی خوش ندارم کسی خیال کنه چه اتفاقی افتاده چون همه کنجکاوونگرانتن وحتماازت میپرسن بازم ملالی نی برنداشتی هم خوددانید!!!خیلیم نگران نباش تواین دنیای مجازی ازمابهترون خیلی هست راحت پیدامیکنی اصلاخودش سراغت میاد...

/images/anymous.png
سنگ صبور در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بسیارخب الان میام!

/images/anymous.png
سنگ در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
چرابامن اینطوری حرف میزنی؟!مگه چی بهت گفتم؟؟؟؟ای دادبیداد....توکه میخواستی بری چرابایداینقدتلخ میشدی؟مگه داری بادشمن خونیت حرف میزنی؟من اگه بهت گفتم داداش واقعاگفتم ولی انگارعاطفه این روزادیگه ارزش نداره!

باشه من دیگه اذیتت نمیکنم گم وگورمیشم شماهم فقط تونستی منوحلال کن ظاهراخیلی ازمرنجیدی!قربون اباعبدالله!

ولی توتمام عمرمجازیم هیچکس بامن این برخوردونداشت که به حرمت اباعبدالله چیزی بهت نمیگم!!!!!نمیفهمم چی شدناگهان!دیگم مهم نی جواب خیلی چیزاموگرفتم!ممنونم ازت

/images/anymous.png
سنگ در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
الان کامنتودیدم!

اولامن ادعای سنگ صبوربودنونکردم این چیزیه که بقیه گفتن ومنم برام خیلی مهم نبودچه فکری بشه درموردش که اسم وبمواین گذاشتم.

دوماانقدربزرگ شدم که ناراحتی روسرکسی خالی نکنم

سوماکاملاحرفت درسته هرآدمی یه ظرفیتی داره چه خوبه اول ظرفیت انتقادودرخودمون بسازیم بعددعوت کنیم نه که به دنبال هرحرفی بگردیم دنبال متهم!گیرم فکرتم درست بودبه هرحال توطبق حرف خودتم عمل نمیکنی!

منم خوشحالم توسرمن خالی کردی نه کس دیگه!این یعنی سنگ صبورموفقی بودم ممنونم.

یه چیزومطمینم ازحرفای امشبت وازدردهایی که برای این خواهرکوچیکت درست کردی یه روزپشیمون میشی!

اشتباه بزرگی کردی داداش من!خیلی بزرگ که منوشکستی!امامن بزرگ شدم یادگرفتم سرپاشدنومحکم شدنو....دیگه هم حرفی نمیزنم هرچیم خواستی بگی بگو!

خدابه حق این محرم منوهدایت کنه....


/images/anymous.png
سنگ در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
الان کامنتودیدم!

اولامن ادعای سنگ صبوربودنونکردم این چیزیه که بقیه گفتن ومنم برام خیلی مهم نبودچه فکری بشه درموردش که اسم وبمواین گذاشتم.

دوماانقدربزرگ شدم که ناراحتی روسرکسی خالی نکنم

سوماکاملاحرفت درسته هرآدمی یه ظرفیتی داره چه خوبه اول ظرفیت انتقادودرخودمون بسازیم بعددعوت کنیم نه که به دنبال هرحرفی بگردیم دنبال متهم!گیرم فکرتم درست بودبه هرحال توطبق حرف خودتم عمل نمیکنی!

منم خوشحالم توسرمن خالی کردی نه کس دیگه!این یعنی سنگ صبورموفقی بودم ممنونم.

یه چیزومطمینم ازحرفای امشبت وازدردهایی که برای این خواهرکوچیکت درست کردی یه روزپشیمون میشی!

اشتباه بزرگی کردی داداش من!خیلی بزرگ که منوشکستی!امامن بزرگ شدم یادگرفتم سرپاشدنومحکم شدنو....دیگه هم حرفی نمیزنم هرچیم خواستی بگی بگو!

خدابه حق این محرم منوهدایت کنه....


/images/anymous.png
ریحانه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
کییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

/images/anymous.png
فهيمه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
تو بخواب نازنینم ....



به جان تمام دلواپسی هایم قسم،



که لحظه ای دیده بر هم ننهم



و نگهبان تمام غزل های بر باد رفته باشم



قول می دهم یک مو نیز از سر قاصدک رویاهایت کم نشود ،



تو بخواب نازنینم ....شب به خیر

/images/anymous.png
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
چی شده هادی

چند روز نبودما

خوبین



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران