عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
امضــــــــــــــا نمی دم، انگشت می زنم! راستی این ای دی منه هر کس مایل بود ادد کنه‎: sniper.yazdani

آمار مطالب

:: کل مطالب : 286
:: کل نظرات : 1921

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 13

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 71
:: بازدید ماه : 445
:: بازدید سال : 781
:: بازدید کلی : 781

RSS

Powered By
loxblog.Com

عروسی!!!!
چهارشنبه 08 شهریور 1391 ساعت 16:16 | بازدید : 1016 | نوشته ‌شده به دست gholpesar | ( نظرات 5 )

عرض سلام و ادب!!

امروز یه کلیپ از خودم گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد!!!

توضیحات بیشتر در ادامه مطلب!

رمزش همون قبلی است!


کیلیپی که گذاشتم مربوط میشه به سال 87!!!

عروسی یکی از هم کلاسی های دانشگاه هم است!

اون موقع من خیلی جوون و لاغر تر و خوشیپ تر بودم!

خالا اگه میخواید من را ببینید اول برید به ادرس زیر و کلیپ را دانلود کنید بعدش کلیپ را که دانلود کردید دقیقه ی 2 کلیپ اینجانب با لباسی یک دست تیره گوشه ی سمت  تصویر نمایان میشم!

که پیراهن استین کوتاه پوشیدم که سر استین هایش 2 تا نوار سفید دوخته شده!!!!

اطلاعات کامل بود؟؟؟

خدا را شکر برید ببینید این هم ادرس:

faupload.com/upload/91/Khordad/MOV00155.3gp


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
رها در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلامممممممم

ااااااا ......... اون دوتاداداشا رفتن؟؟

اممممممممم خب اشکالی نداره

من چند وقت نبودم

مرسی که بهم سرزدی

آپات نایس بود

بازهم بیا

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام.آقا جان ایران دیگه!باید باهاش کنار اومد.بهرحال ممنون از دعوتت.امیدوارم سالهای سال شاد و سربلند زندگی کنی

/images/anymous.png
ساغر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :

/images/anymous.png
رها در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام

مرسی تو لطف داری

قبلا رشید میومد هر روز

فکر نمیکردم تو هم هر روز بیای

اممممممم..........تو قبلا هم وبم اومدی؟؟؟؟

مرسی ازت که تو این مدتی که نبودم بهم سرزدی

/images/anymous.png
شیوا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام خوبید ؟ نمیدونم چی شده که رفتید ولی امید وارم زود برگردید آقا آرش

راستش من دوباره یک مشکلی پیدا کردم اشکان دوست پسرم به دوستم گفته وقتی شیوا از فشار خانوادش خارج بشه میخوام بیام خاستگاری و باهاش ازدواج کنم قبلا هم یک چیزایی میگفت ولی من رد میکردم منم به دوستم گفتم بهش بگه شاید الان شیوا بگه باشه ولی بعدا پشیمون بشه اونم گفته عیبی نداره اگر شیوا نخواد من میرم بیرون از زندگیش واسه همین من الان سر دو راهیم از طرفی عاشقشم ولی تفاهم نداریم اون به خیلی از چیزایی که من معتقدم اعتقاد نداره و یا برعکس واسه همین من نظرم منفیه ولی نمیدونم چه جوری بهش بگم که ناراحت نشه چون میترسم فکر کنه که اصلا دوسش نداشتم که رد کردم واقعا گیجم ولی آخه دلایلم منطقیه و نمیتونم نادیده بگیرمشون چون اون وقت زندگی هم به من زهر میشه هم به اون نمیدونم اصلا جواب منفیم درسته یا نه ولی زندگیه منه خودم باید تصمیم بگیرم و اشکانو نمیخوام چون تفاهمی نداریم ولی از طرفی عذاب وجدانم دارم که من چه جوری به مرد آیندم بگم من قبل از تو عاشق یکی دیگه بودم چون نمیتونم پنهان کنم دلم اندازه دریا نیست چون یک جورایی خیانت بوده بهش ولی واقعا از صمیم قلب من توبه کردم که دیگه طرف رابطه و دوستی و پسر نرم خواهرام چه جوری ازدواج کردن منم همون جوری ولی نمیدونم دیگه چی کار کنم یک طرف اشکان یک طرف نداشتن تفاهم یک طرف توبه یک طرف عذاب وجدان دارم دیوونه میشم واسه همینم نتونستم خیلی بیام وب میشه کمکم کنید



دارم نابود میشم


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران