راستی تو مشاعره اول حرفی که باید شروع میکردی ی بود
یه چیزی بگم رمز این مطلبو میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
/images/anymous.png
ابجی یاسی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
گل پسر من شارژم کمه می تونم یه چند روزه دیگه دانلودش کنم؟
با اینکه مطمئنم کارت درسته
/images/anymous.png
ابجی یاسی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
من ازخواننده های داخل ایران شدیدا ناراضیم همین طور همه ی خواننده های رپ ایرانی و امریکایی خیلی خیلی از دسشون عصبانیم.
خواننده های رپ چه ایرانی چه خارجی خیلی فوش میدن از کلمه های رکیک زشت خیلی کلمه های بی ترزبیتی تو ترانه هاشون استفاده می کنن که خیلی بد اموزی دار ه.هرچی از دهنشون مییاد میگن.خیلی رپر ها بد دهن هستن.یه مدت ازشون خوشم می یود اما وقتی دیدم دارن جامعه رو بد زبون می کنن .هم شوهاشون خیلی افتضاح هم زیاد فوش میدن هم یه فوش هایه جدید تو دهن مردم میندازن.واقعا از همه رپر ها متنفر شدم .فقط از یکیشون خوشم مییاد اونم عرفان.از گروه زد بازی بدم اومده .از رضا پیشرو.از یاسر.از تی ام بکس.از ارمین که حالم بهم میخوره.0111.هیچکس که خیلی خیلی خیلی فوش میده تو ترانه هاش .متن های ترانه هاشونم دارم.الان هرچی میکشیم از دست همیناست انقدر بداموزی میارن بین جوون ها .اعتماد به نفس جوون هارو اوردن پایین.الان جوون ها افسرده شدن.الان هر کی یه شکستی تو زندگیش میخوره دوست داره بره معتاد بشه.خیلی بداموزیا اوردن.مواد کشیدن.بدصحبت کردن.دختر بازی پسرها.بوجود اوردن حس علاقه به سکس در بین جوون ها .بوجود اوردن حس علاقه به انواع قرص های نشاط اور.دزدی.خیلی کار های خلاف دیگه .البته اصل ترانه رپر را سیاه پوست ها بوجود اوردن برای اعتراض به نظام نژاد پرستی .اما این ها زدن همه چیرو خراب کردن ابروی ترانه رپ رو بردن الان رپ تبدیل شده به عقده بازی های جوون ها .هر کی هر عقده ای داره مییاد با رپ خوندن خودشو خالی میکنه .البته یه چند تایی ترانه مناسب هم دارنا اما چه فایده وقتی میان فقط توش فوش میدن اینکه دیگه رپ خونی نشد که .من حرفم سر رپر های خارجی هم هست باز صد رحمت رپ ایرانی رپ امریکایی که فاجعست. حتی تو خوده مردم امریکا باب که اکثر رپر های امریکایی قاچاق چی هستن تو کار خلافن .مواد فروشن.دختر بازن.فقط عشق سکسن.حتی خودشون اینو میگن خودشونم به این حرف اعتقاد دارن.اگه ویدئو موزیکاشونم نگاه کنیم مشخصه .خوب این رپی که من می بینم داره به بی راهه میره.
از رپ بگزریم از پاپ خونای ایرانم خیلی شاکیم چون واقعا از بس غمین خودندن شعارای ضده عشقی دادن جوون هارو ناامید کردن واقعا خیلی روحیه جوون هارو بردن پایین .انقدر یه ذهنیت بدی دادن به جوون ها که نگوئونپرس.خودشون البومشون فروش میره پولدار میشن معروف میشن بعد اون موقع دودش داره تو چشم جوون های مظلوم ایران میره.خیلی متن شعرهاشون بد شده تماما غمگین ضده عشقی.کسل کننده .از بدبختیا میگن. از شمکلات میگن.مدام دارن بدبختیای مردمو رو یاداوری می کنن هی یاد مردم میندازن.باباجان به جای اینکه انقدر روحیه رو ببرید بالا چره مدام می برید پایین چرا هی موج منفی می دید این چه وضعش.یه 10 تا ترانه بیشتر نداریم از عشق واقعی از شیرینی عشق بگه .از خوبیایه دنیا بگه.از زندگی واقعی بگه روحیه بده .حس خوشبختی بده .نداریم نداریم یه چند تا بیشتر ترانه نداریم .باس صنعت موزیک ایران متاسفم چون داره به بیراهه میره.همین جوری پیش بره مردم همدیگرو تیکه پاره می کنن دیگه حسی تو وجود جوون ها نمی مونه.همه مارو تبدیل می کنن به ادم های سردو بیروح خشک عصبی خشن .اگه کنترل نشه چیزی از جوون های ایرانی باقی نمی مونه پاسخ:سیلوم....چی بگم که داغ دلمو تازه کردی...من تو این عمرم یه رپ کامل گوش ندادم ولی تا دلت بخواد رفیق دارم که رپر باشه... یه زمانی هم افتاده بود تو سرمون بریم باهاشون همکار بشیم ولی انصافا بدم میاد....مثل جنبش دادایسم می مونه!
ولی ابجی جان بعضی از این پاپ ها بد نیستنا؟؟ بهنام صفوی به نظرم صدای خوبی داره...ولی من کلا اهنگ چه پاپ و چه رپ گوش نمی دم...ولی چیزها ی دیگه چرا گوووش می دم....مث الان...!!!
/images/anymous.png
ابجی یاسی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
گل پسر جون دستتم درد نکنه مرسی قربونت .پس هر وقت کامل شد بهم خبر بده دیگه منتظرتم .راسی اینایی که تو اینترنت هست رو دارم غیر از این اگه باشه بزار
اجی محدثه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
داداشی گل پسر اومدم جواب کامنتتو بدم
روحیه ا م خراب شد خدابیامرزتش
از حرفای شما و ؟؟؟ یه چیزایی شنسدم ولی خب بیخیال نمیشه قضاوت کرد اونم واسه مرده
من از مردن خیلی میترسم حتی از مردن بقیه هم میترسم
/images/anymous.png
ابجی یاسی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
گل پسر خدا اون خانم رو بیامرزه خدا رحمتشون کنه اما یه چیزی ای کاش اینجا نمی نوشتی درسته منو خیلی اذیت کرد...ابرویم رو برد...با احساساتم بازی کرد...ای کاش ننمی نوشتی چون فوت کردن درسته؟الان در جمع ما نیستن از خودشون دفاع کنن دلیل بیارن برای کارهاشون .الان اینو نوشتی یه حس کنجکاوی به همه میدی ازت بپرسن مگه دختره باهات چیکار کرده بعد تومجبور میشی ایناروبراش توضیح بدی شاید اون مرحوم دلش نخواد دوباره جریانو به کسی تعریف کنی اون موقع روحش ارامش نداره ها.میگم اون قسمتو پاک کن بزار این بنده خدا هم با ارامش از بینمون بره
سلام هادی جان.چی شده؟ نکنه منظورت آرزو باشه؟کی فوت شده؟ اگه ممکنه منم در جریان بذار.البته قصد ناراحت کردنتو ندارم.هرجور خودت صلاح میدونی .ولی منم دلم گرفت.حال منم خوب نیست
/images/anymous.png
اجی محدثه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
داداش چرا اخه
چرا ادما میمیرن
من از مرگ میترسم خیییییییییلی هم میترسم
داداشی همیشه به ابجی هام میگم منو یهو دفن کنین اخه از سرد خونه خیلی میترسم
داداش باورت میشه من تا 12 سالگی تو بغل ابجی بزرگه ام میخوابیدم؟بعد عروسی کرد دیگه ....
هیچی تموم همدم من که نترسم شد یه بالشت کوچولو که همیشه بغلش میکنم میخوابم که نترسم البته کمتر بترسم بکلی که رفعش نمیکنه.
وقتی به مرگ فکر میکنم...هیچی
سردرد دلم واسه داداشی باز شده
حرفای لوس ابجی کوچیکه
خدابیامرزتش
هرچی خاک اقا محمد رضاست عمر داداشیم باشه
/images/anymous.png
اجی محدثه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
راستی داداشم اونوقتا که مجرد بوده
با دوستاش نصف شب میرن قبرستون میخواستن برن دور بزنن قبرستونو ببینن کی نمیترسه داداشم میره طرف قبر یکی از اقوام که فاتحه بده یهو میبینه یکی با لباس بلند سفید وایساده رو دیوار قبرستون بالای سرش
داداشم میبینه 2کیلومتر میدوئه تا یه جای شهرمون میوفته و از حال میره فرداصبحش بیدار میشه تا وسط میدون افتاده
دوستاشم هرکدوم فرار کرده بودن وقتی میبینن این داره میدوئه هنوز که هنوزه دور هم جمع میشن و تعریف میکنن
/images/anymous.png
اجی محدثه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
اول اینکه کار خیلی زشتی میکردی تو بغل ابجیت میخوابیدی وااااااااااا...
خب تو بغل داداشت میخوابیدی عیبه بیتربیت
بعدم اینکه صدای همخونت از خودت بهتر بود ههههههه شوخی کردم نه صدای سوزداری داری
ایییییییییییی..من اسمشو میفهمم حالم بد میشه این شسته اخخخخخخخ
ووووویییییییی ای ای بخدا یجوری شدم بیا بگو شوخی کردم مرده شستن
پسرعمه ام دوسال پیش فوت کرد شب اولش با داداشم و خواهر هاش وبقیه رفتیم سر قبرش شب بود
چسبیده بودم به داداشم احساس میکردم دارن بهمون هجوم میارن
هم کنجکاوم و کرم دارم همه چی رو تجربه کنم هم اینکه ترسوام داداشم میگفت ول کن بیا برو اونور میگفتم میترسم گفت خب غلط کردی اومدی.......
خندم گرفته بود از خودم داداشم بودو 14-15تا دخترای عمه ام
اخه داداشم اخونده صدای خوبی هم داره رفته بود که براشون زیارت عاشورا بخونه اونا گریه کنن
تازه جالبش اینجا بود که هم دخترش و هم پسرش رو هم اورده بود بزرگه 4سالش بود کوچیکه 3سالش اونام چسبیده بودن به عمه محدثه شون اوضاعی بود خخخخخخخخ...ههههه
خلاصه کابوسم مرگه چیزی که نمیشه انتخابش کرد یا نکرد یه درد اجباری
ازاینکه میدونم اون دنیای خوبی هم ندارم خودش ترس داره حداقل اگه دلم راحت بود از بعدهاش راحت تر بودم
نمیدونم چطور بعضی ادما با اینکه اینقدر گناه کارن کفر میگن و مرگ میخوان بعد اون دنیا باید برن بگوزن با این حرفایی که تو وبلاگ هاشون میزنن بخدا گریم میگیره میبینم که اینقدر کفر میگن
/images/anymous.png
اجی محدثه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
راستی داداشم اونوقتا که مجرد بوده
با دوستاش نصف شب میرن قبرستون میخواستن برن دور بزنن قبرستونو ببینن کی نمیترسه داداشم میره طرف قبر یکی از اقوام که فاتحه بده یهو میبینه یکی با لباس بلند سفید وایساده رو دیوار قبرستون بالای سرش
داداشم میبینه 2کیلومتر میدوئه تا یه جای شهرمون میوفته و از حال میره فرداصبحش بیدار میشه تا وسط میدون افتاده
دوستاشم هرکدوم فرار کرده بودن وقتی میبینن این داره میدوئه هنوز که هنوزه دور هم جمع میشن و تعریف میکنن