عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
امضــــــــــــــا نمی دم، انگشت می زنم! راستی این ای دی منه هر کس مایل بود ادد کنه‎: sniper.yazdani

آمار مطالب

:: کل مطالب : 286
:: کل نظرات : 1921

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 13

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 85
:: بازدید ماه : 464
:: بازدید سال : 777
:: بازدید کلی : 777

RSS

Powered By
loxblog.Com

خاطره ی دانشجویی!!
شنبه 06 آبان 1391 ساعت 16:58 | بازدید : 788 | نوشته ‌شده به دست gholpesar | ( نظرات 21 )

عرض سلام و ادب!! این روزها روز شادی و سروره! لذا یه خاطره ای از زمان دانشجویی خودم گذاشتم یکم حال کنید و صراحتا میگم که اگه از داستان چیزی متوجه نشدید مسله ای نیست! چون به خاطر مسایل امنیتی خیلی از مطالب رو سانسور میکنم!


فک کنم سال 87 پاییز ترم 4 بودم! اوج جوانی و شادابی و نشاط!!!!

یک استادی داشتیم مسن و با موهای جو گندمی و از اون خر پولها مثل خودم! خیلی پا کار بود! یعنی خیلی حال می داد و امار می داد!!!

مثلا میگفت هادی نامردید اگه جشنی چیزی بود منو خبر نکنید! خیلی هم با من جور بود! چون که حتی از قبل از دانشگاه هم میشناختمش!!! بهم گفته بود که نگران نمره نباشم من هم تا می تونستم سر کلاسش......

اره!!!! یادمه یکبار من و نامدار و 3 تا از دخترها تصمیم گرفتیم که نقطه چین بازی کنیم!

من یه خودکار سیاه اون هم قرضی از یکی از بچه ها گرفتمو و نامدار هم با خودکار سبز!!! دختر خانوم ها هم که ماشالا کیفشون پر از خودکار های رنگی!!!

شروع به بازی کردیم کاغذ بود که از این ور کلاس می رفت اون ور کلاس و بر می گشت! استاد هم گرم تدریس!!!

یکبار که کاغذ او.مد طرف ما نامدار به جای یکی از دخترا که اسمش آیدا بود_ از اون دختر های پاچه پارها_ با خودکار ابی یه خط کشید و کاغذ رو فرستاد رفت!!!

آیدا خانوم وقتی که دید خیلی ناراحت شد و خیلی یواش گفت: کدوم ............ ی بود؟؟؟؟

من تعجب کردم که استاد شنید!!! برگشت طرف ما و رو کرد به آیدا!

گفت: خانوم رضایی! چرا ناراحت می شی؟؟؟ خب بذار نامدار هم یه 2تا جات بذاره..............!!!

خلاصه کلاس رفت رو هوا.... نامدار از روی خجالت مجبور به ترک کلاس شد و.....

کلا بقیه اش رو نقدا سانسور میکنم!

اگه می خوای بازم ارسال کنم برو توی نظر سنجی شرکت کن!



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
واااااااااااااااااااای هادی محشر بود

فوقه فوق العاده بود

ترکوندیا اون شب

خیلی خیلی قشنگ بود


/images/anymous.png
نسرین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
تو یکم عجیبی چررررررا؟؟؟؟ پاسخ:جون؟؟؟ من؟؟؟
یکم دقت کن!!

/images/anymous.png
نسرین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
لینکیدمت... اینجا چرا همه چی رمزیه؟؟؟ هان؟ الو؟
پاسخ:منم!
خودمون هم نمی دونیم...!

/images/anymous.png
نسرین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
آره تو!از اونایی که نمیذارن کسی بفهمه چیکارن کلیپت دانلود کردم این ک همش آدمو یاد رقص میندازه...وبلاگ اهل سنتم رفتم یکم حالشونو تو قوطی کنم...

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
یاعلی

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
اره خوندم

بپرس..........

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بااجازت تهرانننننننننن

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
قررررررررربونت

البته اصالتاکردیم ولی تهران میزندگیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
اخه ی خدارحمتش کنه

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
راستی درس چی خوندی؟!!!

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بااجازت دارم پزشکی میخونم

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
کدوم نظر؟؟؟؟!!!!!!!!!!

/images/anymous.png
باددرموهایش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلاااااااااااااااااااااااام من اومدم

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
لعنت به همه ی قانون

های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد!


/images/anymous.png
نامدار در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام!!


رسیدن به دستت؟


کیفتشون؟






پاسخ:سلام امیر جون!!اره صبح ایدا اوردشون دم بنگاه
...کیفیت فوق العاده!!!

/images/anymous.png
افسانه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
کجایی تو....رمز واسم بذار ببینم ....گوشتو بکشم؟شماره خاموش میدی....

/images/anymous.png
نسرین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
دیدم عکساتو قیلونم ک میزنی دمت گرم چرا عکسات یکم تاریکه؟دوربین بدم خدمتتون؟؟؟ آره بده رمزو ببینم چیه؟

/images/anymous.png
افسانه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
به به چ عجب اقای داغدار.....حالا داغت چی هس ...میبینم ک با نسرین دوستم تبادل لینک میکنی ......هی کاش ......این روزا خ حالم گرفته اس احساس میکنم غم با وجودم یکی شده.......

/images/anymous.png
نوشمک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
باششششش

بای-)

/images/anymous.png
نانا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
salamm... ramzo bede bebinam chi gozashti ???


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران