عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
امضــــــــــــــا نمی دم، انگشت می زنم! راستی این ای دی منه هر کس مایل بود ادد کنه‎: sniper.yazdani

آمار مطالب

:: کل مطالب : 286
:: کل نظرات : 1921

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 13

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 3
:: باردید دیروز : 5
:: بازدید هفته : 87
:: بازدید ماه : 451
:: بازدید سال : 781
:: بازدید کلی : 781

RSS

Powered By
loxblog.Com

بی پرده با خدا!
پنج‌شنبه 01 تیر 1391 ساعت 08:59 | بازدید : 936 | نوشته ‌شده به دست gholpesar | ( نظرات 1 )

 

 

بی پرده با خدا!


زادی یکی از مهمترین نیازهای موجودات زنده برای رشد و حرکت بسوی کمال است، اگر موجودی آزادی نداشته باشد و تحت اسارت و قید و بندی قرار گیرد مطمئنا به کمال نخواهد رسید.

شما یک درخت را در نظر بگیرید برای رشد به شدت نیازمند آزادی است، اگر چیزی آنرا به اسارت بگیرد مطمئنا رشد نمی کند، حیوانات هم همینطورند اگر بخواهند رشد کنند باید حتما آزاد باشند.


انسان نیز برای رشد و ترقی مادی و معنوی سخت نیازمند آزادی است. اگر آزادی جسمی اش محدود شود مطمئنا زمینه رشد و حرکت را نخواهد داشت و اگر آزادی معنویش به خطر افتد نیز زمینه ای برای رشد و ترقی نخواهد داشت


بنابراین انسان سخت نیازمند آزادی است، اصلا یکی از فلسفه های بعثت پیامبران الهی رساندن بشر به آزادی بوده است، پیامبران آمده اند که انسان اسیر نباشد و در پرتو آزادی بتواند رشد کند.


با توجه به این مطلب تفسیر نادرست از قضا و قدر الهی انسان را به جبر می کشاند و در حقیقت آزادی انسان را در انتخاب و حرکت بسوی کمال به اسارت تبدیل می کند


جوانی که تفسیر درستی از قضا و قدر الهی نداشته باشد مطمئنا خود را مجبور می داند و می گوید سرنوشت ما هم اینگونه رقم خورده است در حالی که در نگاه قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام انسان حاکم بر سرنوشت خویشتن است. جامعه حاکم بر سرنوشت خویشتن است.


 ملت ما زمانی بود که برای ارتباط و اتصال به اهل بیت علیهم السلام و پیاده کردن فرهنگ الهی اهل بیت علیهم السلام در این کشور حکومت سلطنتی پهلوی را پذیرفته بود، مردم خودشان با اراده آهنین خود سرنوشت خویشتن را رقم زدند که امروز هر چه داریم به برکت این خواستن است


حال اگر مردم می گفتند خدا خواسته ما زیر یوغ و چکمه رضا خان باشیم و دست روی دست می گذاشتیم چه اتفاقی می افتاد؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
شعله در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خیلی باحال بود.مرسی!
پاسخ:اگه با حال نبود که پستش نمیکردیم!!!
ممنون


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران