عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
امضــــــــــــــا نمی دم، انگشت می زنم! راستی این ای دی منه هر کس مایل بود ادد کنه‎: sniper.yazdani

آمار مطالب

:: کل مطالب : 286
:: کل نظرات : 1921

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 13

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 85
:: بازدید ماه : 464
:: بازدید سال : 777
:: بازدید کلی : 777

RSS

Powered By
loxblog.Com

به یاد رفیق....!
شنبه 23 دی 1391 ساعت 21:33 | بازدید : 585 | نوشته ‌شده به دست gholpesar | ( نظرات 15 )

سلام و عرض ادب خدمت عزیزان و بزرگواران....

طبق قرار معهود و همیشگی، امشب تصمیم دارم پست ارسالی ام رو به یکی از شما بزرگوارن و عزیزان و مهربانان تقدیم کنم!

این پست شعری هست بتحت عنوان ای غزل، ای زمینه ی سبزم.... که سروده ی دوست مرحوم  و بسیار گلم اقای حسن باقری که یک روز قبل از مرگش این شعر رو سروده است...و روز مراسمش خواهر بزرگوارشون این شعر رو تقدیم من کردند....و  مایه ی افتخار منه...!

و اما بعد می خوام این پست رو تقدیم کنم به کسی که قلمش همانند پر لطیف است و استاد بزرگوارم...سرکار خانوم نگین بابایی (رگبار بهاری) ایشالا که مورد عنایت قرار

بگیره!

یاعلی

 

 

 

ای غزل ای زمینه ی سبزم، ای که از من سری،حلالم کن 

 

 


ای که چشمت به قلب غمگینم ،داده بال و پری، حلالم کن 

 

 

 

ای اهورای چشم خسته ی من که مرا آفریده ای از عشق

 

 

  

و دل خسته ی مرا هر شب تا خدا می بری حلالم کن

 

 

 

من نفرین شده نمی دانم،دستم از هر چه هست کوتاه هست

 

 

 

شده حتی برای دلخوشی ام، خوب من!سرسری حلالم کن

 

 

 

 

آسمان هم نمَی نمی بارد ، بر من خسته، بر من غمگین

 

 

 

 

آسمان نگاه خسته ی  من ! تو که آبی تری حلالم کن

 

 

 

کوله بار مرا ببند رفیق، یک نفس مانده است تا رفتن

 

 

 

 

به نمازت،به گریه های شبت، این دم آخری حلالم کن.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
هانیه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
عجججب

خیلی اتفاق جالبی بود

منم همچین تجربه ای داشتم ولی به قول یاس نه اینجوریشو اونجوریشو

خیلی خوبه

/images/anymous.png
ابجی فلانی... در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
داداش گلم راستش من راضی نیستم می دونی چرا؟اخه همین طوری برای تو شایعه می سازنو و...که حتی چندبار خودم شاهد بود که چه حرف هایی که پشت سرت نمی زنن من خودم داداش به کسایی که صلاح بدونم می گم


راستی چرا کامنت اولیمو تایید نکردی؟
پاسخ:سلام عزیزم من همچین کاری نمی کردم...خوبه درکم می کنی...فدا سرت بذار هر چی دلشون می خواد بگن..خودتو عشقه...باشه حتمن بهشون بگو...خب دختر خوب من چندبار بگم که منو تو کامنت های که دیگران هم می بینن با اسم صدا نزنید...می دونی که من معذورم...بازم شرمنده

/images/anymous.png
●•٠ றàĦlà ٠•● در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
راستی داداشی ،مرسی که من تو لینکات نیستم

/images/anymous.png
●•٠ றàĦlà ٠•● در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
چقد بهم خندیدی وقتی پرسیدم کافکا کیه داداشی؟؟ من که نمیشناسمش ،ممنون که تذکر دادی داداشی .. شرمنده انقد حالم بده دارم میمیرم از سردرد، میگرن لعنتی چند روزه دوباره اومده سراغم دست از سرم برنمیداره!اگه کم میام ببخش داداشی

/images/anymous.png
مـ ـ ـ ـ ـ ـریم شـ ـ ـ ـ ـرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
گـاهـی اوقـات . . .








هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـت ِ هـم مـیـدن


تـا تـ ـو رو غـرق در رویـاهـا و خـاطـراتـت کـنـن. . .








2 خـط شـعـر . . .








کـمـی هـوای پاییزی . . .








یـک وجـب پـیـاده رو . . .








آهـنـگـی کـه همسایه خـونـه بـغـلـی گـوش مـیـده . . .








2 کـلـمـه حـرف . . .








بـوی ِ یـه عَـطـر خـاص . . .








هـمـه و هـمـه کـافـیـه بـرای ایـنـکـه . . .


تـ ـو چـنـد سـاعـت وسـط اتـاقـت دراز بـکـشـی





و خـیـره بـشـی بـه سـقـف و صـدای بـارون بـشـه آرامـش دهـنـده تـریـن آهـنـگ ِ اون روزت ...






پاسخ:قربانت مریم جون

/images/anymous.png
مـ ـ ـ ـ ـ ـریم شـ ـ ـ ـ ـرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام خوبی

واااااااااااااااااااای که حس خوبی بوده

خیلی باحال شده ها

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
در این بُن بستِ بی دوست








نمی خواهم








کم بیارمَ‌ت








بیشتر باش....
پاسخ:تشکر ابجی خانوم

/images/anymous.png
فهيمه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام مسنجرم

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلااااااااااااااااااااااام هادی جان خوبی؟ ما رو نمیبینی خوشحالی؟؟ مثل اینکه سرت هم خیلی شلوغه! شیطون !انشااللله همیشه شاد باشی.

/images/anymous.png
ابجی یاسی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :

/images/anymous.png
ابجی یاسی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
چه اتفاق باحالی برات افتاده دی.من تا به الان هیچ کدوم از بچه های اینترنت رو ندیدم .

تو تهران زندگی می کنی؟

/images/anymous.png
ابجی یاسی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
چه اتفاق باحالی برات افتاده دی.من تا به الان هیچ کدوم از بچه های اینترنت رو ندیدم .


تو تهران زندگی می کنی؟
پاسخ:نه ابجی شیراز

/images/anymous.png
مستانه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
ايول عالي عالي...به مام سربزن....يلدا و اول زمستون توام مبارك....قربونت عزت زياد....ببه قول خودت يا علي!!@

/images/anymous.png
اجی محدثه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
عجب دوران باحالیه این دانشجویی...



اینم که ادامشه اشنایی های بعدی و ...



هههههههباحاله

/images/anymous.png
اجی محدثه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
وقتی خدا دست هایش را گذاشت بر روی چشمانم ، از لای انگشتانش







محو تماشای دنیا شدم و فراموش كردم كه ...







منتظر است تا صدایش كنم .




پاسخ:مررسی خواهرگلم


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران