هر چی دلتون می خواد بگید...
سلام دوستان....
متاسفانه الان خبردار شدم که یه عزیزی از بین ما رفته و رحمت خدا رفته.. ولی من حلالش کردم...
خوشی اززندگی اش ندید...بی چاره تازه عروس بود...حدود 2یا 3 هفته اس بود زندگی متاهلی رو آغاز کرده بود...
بزرگواری کنید برای شادی روحش الفاتحه....
رحمالله من یقرا الفاتحه...
تو رفتی ولی یاد تو ماندنیست....
از این پس چنین می نگارد دلم....
دوستان ادامه ی این پست شاید برای خیلی ها ناراحت کننده باشه یا ...
به خاطر همینه رمز داره....هرکی فک می کنه طاقتشو داره...بگد تا رمز بهش بدم....
یاعلی
دیشب که اون خبر بد را بهم دادن، خیلی رفته بودم تو فکر و ناراحت همین طور که باعسل بازی می کردم اروم اروم اشک می ریختم که خواهرهام متوجه شدن و اومدن دورم نشستن و اصرار روی اصرا که بگو چی شده؟....
ولی من چیزی نگفتمو گفتم که پاشید لباس بپوشید بریم بیرون شام بخوریم...حالا ساعت 12 شب!!!!بلند شدیمو رفتیم یه پیتزا فروشی که معمولا تا دیر وقت بازه....هم تانشستیم سر میز گوشیم زنگ خورد و یه خانوم پشت خط فقط گریه می کرد و می گفت که گل پسر دیگه رفیقی نداری...گل پسر دوستت مرد...گل پسر محمد رضا.....
من که حسابی داغ کرده بودم بلند شدمو رفتم تو سرویس ها بهداشتی و بلند بلند حدود10 دیقه گریه کردمو و برگشتم سر میز...
بهله یکی از دوستان صمیمی ام_محمد رضا اژدر_ با پدرش تو جاده تصادف کرده بودن و هردو در جا فوت کرده بودن...
نمی دونستم چی دارم می خورم فقط سریع رفتمو دختر ها رو گذاشتم خونه و رفتم دنبال؟؟؟؟ و رفتیم خونه محمد رضا اینا....ولی مادرش خیلی بی تابی می کرد....به پیشنهاد ؟؟؟نرفتیم داخلو برگشتیم خونه...امروز صبح اول وقت بیدار شدم...باید برای یه نفر یه کار خیلی مهمی انجام می دادم...خلاصه هر کار کردیم(من و اقا؟؟؟) به تشیع جنازه نرسیدیم و یک راست رفتیم مسجد...
مداح شروع کرد:بسم الله الرحمن الرحیم....یا رحمن و یا رحیم...ای مادر غم دیده....
که من دیدم یا علی صدای جیغ و داد زنان بلند شد....در همون حین حمید رضا_برادر محمد رضا_اومد بالا سرمو گفت اقا گل پسر مادر کارتون داره(لازم به ذکر است که من خیلی با این خانواده راحتم و رفت امد داشتم) رفتم دم زنونه ....تا مادر اون مرحوم منو دید منو یهو بغل کرد...من که جا خورده بودم چیزی نمی گفتم و فقط داشتم به ناله هاش گوش می دادم....دست آخر گفت گل پسر برای پسرم روضه علی اکبر بخونید...گفتم چشم مادر الان به مداح می گم...گفت: نه من می خوام تو برای رفیقت بخونی....(جا خوردم که این از کجا می دونه من مداحم!!!!) گفتم چشم مادر...
ما هم که از خدا خواسته اخر مجلس رفتیم رو منبر و یاعلی....نیم ساعت با اقای؟؟؟؟خوندیم...حالا هم کلیپتصویری اش هست و هم صوتی اش.... من یهقسمت کمی از اخر مجلس رو براتون برای دانلودمی ذارم اگه مایل بودید بگید تا تصویری و کامل ترشو براتون بذارم....
خب این کلیپ حاضر را اقای؟؟؟؟زحمت کشید هم ضبط کرد و هم کمک من هم خوانی کرد....پس کسی که هم خوانی می کنه اقای؟؟؟؟می باشه....
برای دانلود هم فقط کافیه به این ادرس برید....
یاعلی
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0