عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
امضــــــــــــــا نمی دم، انگشت می زنم! راستی این ای دی منه هر کس مایل بود ادد کنه‎: sniper.yazdani

آمار مطالب

:: کل مطالب : 286
:: کل نظرات : 1921

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 13

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 3
:: باردید دیروز : 5
:: بازدید هفته : 87
:: بازدید ماه : 451
:: بازدید سال : 781
:: بازدید کلی : 781

RSS

Powered By
loxblog.Com

post
شنبه 29 مهر 1391 ساعت 18:43 | بازدید : 881 | نوشته ‌شده به دست gholpesar | ( نظرات 17 )

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون....


 

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه


در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه

حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم

چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب

اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت

ان شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی

خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو

درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
باددرموهایش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام عالی بود...ممنون
پاسخ:خواهش!!!
حالا این اولشه!!!

/images/anymous.png
باددرموهایش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام هادی جان خوبی داداشی؟ببخشیدیه سفرناگهانی و....نت ندارم الانم کافی نتم برگردم مزاحمت میشم مرسی به یادمی....یاعلی};-

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :


گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت





و گاه در اوج تمنا باید نخواست...



ممنون از دعوتت.


/images/anymous.png
شعله در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
یا زهرا

ای تشنه لب

یا حسین

یا ابوالفضل

این واژه ها دلمو تکون میده.

صدات خیلی گیراست!

اجرت با سید الشهدا عزیزم.

راستی

حالا نمیشه ما بریم تو پارکینگ؟

/images/anymous.png
عارفه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام واقعا خوب کاری کردی گذاشتی کنار .راستی به خاطر نامزدت که تو را اذیت کرد تریاک مصرف میکردی؟

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
هادی جان خیلی خوشحالم که دیگه به سمت این چیزا نمیری.ولی نازگل مواظب باش که دوباره وسوسه نشی!خیلی آقایی که تصمیم گرفتی ترک کنی این چیزا رو و خیلی با اراده ای که تا اینجا پیش اومدی.خیلی عزیزی.مواظب خودت باش


راستی تو پارکینگ پذیرایی هم میکنید؟

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
می آیی…

در “وا” میشود…

میروی…

در “بسته” میشود…

میبینی!!!

حتی در هم “وابسته” میشود...

همیشه یه وقتایی هست که دلت میخواد تنهای تنها باشی



و فکر بکنی به اون چیزایی که دوس داری


/images/anymous.png
عارفه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلاااااااااااااااام هادی گلم .چی شد از نامزدت جدا شدی؟


/images/anymous.png
رها در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلاملکم


خوبی؟؟؟؟


من اومدم


خواستی بسر
پاسخ:سلام!
خوش اومدی!!!

/images/anymous.png
عارفه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلااام پس خوب کاری کردی که طلاقش دادی از کجا فهمیدی که باکره نبود بردیش معاینه پزشکی یا خودش اعتراف کرد؟

چقد نامرد بود با ابروی تو و خودش بازی کرد

/images/anymous.png
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
ایــــــــــــــــــــــــــــ ـــــول داداشی

تو همه فن حرفیاااااااااااااااا

خیلی قشنگ خوندی



راستی یادم نبود

لینک شدی با افتخار

/images/anymous.png
رها در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام

شکر خدا من که خوبم تو چطوری؟

هادی منظورت از منجلاب چیه؟

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خیال کردم تو هم درد اشنایی



به دل گفتم تو هم همرنگ مایی



خیال کردم تو هم در وادی عشق اسیر

حسرت و رنج و بلایی



ندونستم تو بی مهر و وفایی



نفهمیدم گرفتار هوایی



ندونستم پس دیدار شیرین



نهفته چهره تلخ جدایی




/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام آقاگل.خیلی خوشحال از حضور سبزتان در وبم هستم.مایه بسی افتخار است که منو قابل میدونی و بهم اعتماد داری و جواب سوالامو میدی.جیگر طلا ببخش اگه گاهی خسته ات میکنم. یا حق

/images/anymous.png
عارفه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
مطمئن باش که به هیچ کسی نمیگم . عزیزم

مواظب خودت باشیها اعصابتو خرد نکن به خاطر اون دیگه

یه چیز بود تموم شد و رفت بی خیال

دیگه نری دنبال خلاف و تریاک از این جور کارها

برو یه زن خوب بگیر از زندگی لذت ببر گلم

/images/anymous.png
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام داداشی

اره همه میگن نمیدونم چرا انقدر سنگین شده

فکر کنم به خاطر قالبم باشه اینجوریه



شما به بزرگواریه خودت ببخش

/images/anymous.png
مریم شرقی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
واقعا راست میگی

تاثیر داشته

باشه حتما این کارو میکنم

ممنون از راهنماییت داداشی



برو به سلامت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران