عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
امضــــــــــــــا نمی دم، انگشت می زنم! راستی این ای دی منه هر کس مایل بود ادد کنه‎: sniper.yazdani

آمار مطالب

:: کل مطالب : 286
:: کل نظرات : 1921

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 13

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 71
:: بازدید ماه : 445
:: بازدید سال : 781
:: بازدید کلی : 781

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورسک
سه‌شنبه 03 مرداد 1391 ساعت 19:00 | بازدید : 1078 | نوشته ‌شده به دست gholpesar | ( نظرات 5 )

 

باید پرواز کنیم

من از پنجره ی شرقی و

تو از پنجره ی غربی

قرار ما

روی پل ورسک!



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
شیوا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خب وقتی زنگ زدم داشتم گریه میکردم از پشت تلفن فهمیدم که ترسیده که چی شده که من دارم زار میزنم وقتی بهش گفتم گفت شیوا عزیزم فدات بشم 2 ماه دیگه یادشون میره گریه نکن گفتم نه یادشون نمیره

هی میگفت بابا فوقش یک سال ازت میگیرن گوشیتو دوباره میدن منم میگفتم نه اخرش داد زدم سرش

اصلا دیگه نمیخوام این دوستی کوفتی رو نمیخوام خسته شدم از ترس از اضطراب و دوباره گریه

فهمیدم ناراحت شد گفت اگر دیگه نمیخوای باشه من میخوام تو خوشحال باشی نمیخوام غصه بخوری و گریه کنی

گفتم دوستت دارم ولی دارم دیوونه میشم از ترس

گفت من میخوام تو زندگیت اروم باشه و برای ارامشت هر کاری میکنم حتی حاضرم برم و دیگه بر نگردم

بعد خداحافظی کردیم بعد از چند دقیقه زنگ زدم بهش دوباره که دلخور نره اونم گفت دلخور نیست من حق دارم زندگی اروم بخوام بهش گفتم فراموشم کن گفت تو قول میدی اروم بشی و با ارامش زندگی کنی گفتم اره قول میدم گفت سعی میکنم و دوباره خداحافظی و رفت

وقتی دوستم گفت که تو نت گفته نمیتونه فراموشم کنه داشتم دیوونه میشدم ولی مثل اینکه اون گفته بوده حاضره 6 سال نه زنگ بزنه نه اس بده که من از چیزی نترسم ولی بزارم بهم فکر کنه گفته 6 سال صبر میکنم تا شیوا بزرگتر بشه زنگم نمیزنم که خانوادش اذیتش نکن فقط بزاره که با یادش زندگی کنم چون نمیتونم فراموشش کنم

واکنشش این بود آقای ......(اسمتونو نمیدونم شرمنده )ادامهی این داستانتونو کجا میزارید من برم بخونم ممنون بابت تمام کمکاتون

/images/anymous.png
رها در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام

خوبی؟

اممممم میشه رمزشو بدی؟

خواستی تو وبم بهم بگو

/images/anymous.png
شعله در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام .ببخشید اما خواهشا تکلیف ما رو روشن کنید؟اگه قراره شخص خاصی بخونه پس دیگه این برنامه ها چیه؟ اگه هم برای همه خواندنش آزاده مثل قبل طی میکردی! بهرحال ببخش ولی منم کنجکاوم که بخونمش.حالا خود دانید! یا علی

/images/anymous.png
ش در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام. ممنونم که بهم سر میزنی و متشکر که نظر من برات مهمه.تو خیلی خوبی. امیدوارم بهترینها نصیبت بشه. موفق باشی گلم.

/images/anymous.png
شعله در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام گل پسر.نوشته بودی مخاطب این پست منم؟دلیلش رو متوجه نشدم! میشه بدون ابهام و شبهه حرف دلت رو بزنی؟باورکن توی این دنیای مجازی به هیچ چیز اعتماد ندارم حتی به چشمام!!

اما کلمه تسویل در قرآن باره تکرار شده تسویل نفس! تسویل یعنی آراستن!اما گاهی انسان فریب نفس خود را میخورد وکارهای زشت در نظرش زیبا جلوه میکند در اینجاست که در قران آمده یعنی انسان گاهی از درون خودش فریب خودش را میخورد!موفق باشی عزیز. یاعلی


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران