چهار شنبه 20 دی 1398 ساعت 10:12 |
بازدید : 502 |
نوشته شده به دست H-Y |
(نظرات )
عرض سلام و ادب!!
با اجازتون امروز یکی از بچه ها یه حرفی زد که من یاد یه خاطره ی خیلی زیبا اوفتادم!!!
خب دیگه برید بخونیدش!!
چند وقت پیش اون موسسه ی اموزشی که توش کار میکردم تصمیم گرفت که مدرس ها رو چه خانوم و چه اقا یه اردو 4 روزه ی قم و جمکران و تهران ببره! خلاصه این خاطره مربوط میشه به شهر تهران..... !!!
دو شنبه 11 دی 1398 ساعت 21:28 |
بازدید : 515 |
نوشته شده به دست H-Y |
(نظرات )
با سلام...
الان که دوران و موسم امتحانات دانشجویان و دانش آموزان عزیز هست، یاد یه خاطره ای از دوران دانشجویی خودم افتادم....
ولی قبل از این که به اصل داستان بپردازیم لازمه چندتا نکته رو بگم:
اولاببخشید اگه طولانی شده و ثانیا خطابم به شما دانشجو و دانش آموز امروز و دانشجو فرد هستش که لطفا از این کارها نکنید...واقعا خطرناکه!!!اگه بفهمم که خاطراتم جنبه ی بد آموزی داره بخدا دیگه خاطره پست نمی کنم!